کتابخانه عمومی ولیعصر (عج) شهرستان ماکو

کتابخانه عمومی ولیعصر (عج) شهرستان ماکو
گزیده کتاب
نویسندگان

۲۱ مطلب با موضوع «گزیده کتاب» ثبت شده است

۱۴
تیر
  • شیرزاده
۱۴
تیر
  • شیرزاده
۰۵
خرداد


کتابخوان خرداد 97

کتاب‌های «نشان سرخ دلیری»، «باغ خرمالو»، «یک سیب شیرین» و «صد و ده داستان دوران جوانی امیرالمومنین امام علی(ع)» در قالب طرح کتاب‌خوان خرداد ماه ۱۳۹۷ برای علاقه‌مندان به کتابخوانی معرفی شد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، طرح کتاب‌خوان خرداماه ۱۳۹۷ با معرفی ۴ «نشان سرخ دلیری» نوشته استیفن کرین و ترجمه غفور آلبا از انتشارات امیرکبیر، «باغ خرمالو» نوشته هادی حکیمیان از انتشارات شهرستان ادب، «یک سیب شیرین» نوشته غلامرضا بکتاش از انتشارات سوره مهر و «صد و ده  داستان دوران جوانی امیرالمومنین امام علی(ع)» گ‍ردآوری‌ شده توسط دف‍ت‍ر م‍ش‍اور رئ‍ی‍س‌ س‍ازم‍ان‌ ص‍دا و س‍ی‍م‍ا از انتشارات سروش در ام‍ور ج‍وان‍ان‌ به علاقه‌مندان مطالعه و کتابخوانی معرفی شد.



  • شیرزاده
۱۲
شهریور

وقتی مادربزرگم،مرا صدا می زد ،عاشقِ اسمم می شدم،کاش می شد صدای بعضی از آدم ها رو بوسید، مخصوصاً وقتی اسمِ تورا صدا می زنند. می گفت : همه می دانند زخم های زیادی داریم حتی داروخانه، همیشه بقیه پولمان را چسبِ زخم می دهد! بعضی وقتها ، با اینکه می دانست اعصابم داغون و خراب است و حوصله یِ هیچ کسی ،حتّی خودم را هم ندارم ، و بی دلیل و بی جهت بهانه می آورم ، بازهم صدایم می زد و می گفت : تو یکی یک دانه ی منی! می گفت همیشه ،سخت ترین نقش ها را به بهترین بازیگران میدهند، شاکیِ سختی هایی که متحمّل می شوی نباش، شاید هم بهترین بازیگرِ خدا ، تو باشی! هیچ ، دقّت کرده ای ؟ وقتی از تهِ دل دعا می کنیم یا گریه می کنیم ، می بوسیم ، رؤیا  می بینیم ، چشمهایمان را می بندیم می دانی چرا؟! چون زیباترین چیزها را در زندگی  نمی توان دید بلکه فقط می توان در دل ، احساس کرد!

  • شیرزاده
۰۶
شهریور

به نام حضرت حق


معرفی و خلاصه کتاب


روی جاده نمناک


نام کتاب : روی جاده ی نمناک
نویسنده : خدیجه قاسمی
نشر : روزگار


"ایلیا"، پسری که برخلاف میلش و با تشویق پدرش پزشکی خوانده، اما بعد از سه سال پزشکی را رها کرده و در رشته مورد علاقه خود، ادامه تحصیل داده است. و هم زمان به کارهای هنری، نمایشی و شعر سرایی هم علاقمند است. در همین جلسه های شعر با پسری به نام امیر آشنا می شود. ایلیا در نمایش نامه ای که امیر نوشته است در یکی از سالن های تئاتر، روی صحنه می رود. وقتی به طرف تماشاچیان نگاه می کند، دختر زیبایی را می بیند و یک دل نه هزار دل عاشقش می شود به گونه ای که در صحنه روی سن، نمی تواند نقش خود را ایفا کند. بعد از آن، هر چه قدر دنبال آن "رویا" می گردد نمی تواند پیدایش کند. امیر عاشق "آیدا" خواهر ایلیا است ولی چون شرایط نابسامانی از لحاظ اقتصادی دارد. عشق خود را به آیدا ابراز نمی کند و به آیدا می گوید که به زودی قرار است ازدواج کند و آب پاکی را روی دستان آیدا، خواهر ایلیا می ریزد! مدت زمانی آیدا افسرده می شود ولی بالاخره، با پسرخاله خود که بسیار موفق در کار و عاشق آیدا بوده، ازدواج می کند.

  • شیرزاده
۱۳
آذر


من زنده ام

  • شیرزاده
۱۶
آبان

جای خالی سلوچ

  • شیرزاده
۱۵
آبان

رویای نیمه شب

  • شیرزاده
۲۳
تیر

کلیدر

  • شیرزاده
۲۳
تیر

کلیدر

  • شیرزاده